محیط زیست
1400/08/29 11:20

واقعیت‌ها درباره دریاچه ارومیه

واقعیت‌ها درباره دریاچه ارومیه
بعد از ترسالی امیدبخش، بازگشت خشکسالی دوباره همگان را نگران دریاچه ارومیه کرده است. آیا همچنان باید به نسبت میزان بارش سالانه به احیای دریاچه ارومیه امید بست؟ یا از آن ناامید شد؟ اگر دل به اطلاعیه‌ها و گزارش‌های تبلیغاتی نهادهای دولتی بدهیم بله، همین‌گونه خواهد شد. اما واقعیت در خصوص دریاچه ارومیه چیست؟ وضعیت آن را در نگاهی کلی مرور کنیم:

اگر میزان بارش نرمال باشد، نیمه جنوبی دریاچه کاملا خشک خواهد ماند. از نیمه شمالی نیز دست‌کم یک‌سوم خشک می‌ماند. بنابراین قابل‌تصور است که در یک سال بارش نرمال حداکثر ۳۰ الی ۴۰ درصد از پهنه این دریاچه پر آب باشد. اما در ترسالی‌ها ممکن است نیمه شمالی کاملا پر آب‌شده و حدود یک‌سوم از نیمه جنوبی نیز روکشی از آب داشته باشد. بنابراین حتی در ترسالی‌ها هم دست‌کم یک‌سوم از مساحت تاریخی دریاچه ارومیه خشک می‌ماند. در خشکسالی‌ها البته اوضاع بدتر است. امسال خشکسالی متوسط در آن منطقه رخ داده است. (بارش حدود ۳۰ درصد کمتر از نرمال بوده، برخلاف مثلا نیمه جنوبی ایران که درگیر خشکسالی شدید است با حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد کاهش بارش). در خشکسالی متوسط و خفیف نیمه جنوبی دریاچه کاملا خشک خواهد بود اما می‌توان به پرآبی نیمه شمالی امیدوار بود.

تداوم خشکسالی (مثلا فرض کنیم سال آینده هم بارش کمتر از نرمال باشد) و یا وقوع خشکسالی شدید، می‌تواند باعث شود که تا ۸۵ درصد سطح دریاچه ارومیه کاملا خشک شود. بنابراین، می‌توان گفت فقط پانزده درصد شمال غربی دریاچه ارومیه یک دریاچه دائمی به معنای واقعی آن است. یک سوم میانی دریاچه کمابیش یک پهنه آبی فصلی است و پر آبی یا خشک بودنش به میزان بارش سالانه بستگی دارد. نیمه جنوبی دریاچه کاملا خشکیده است. در ترسالی‌ها البته ممکن است درجاهایی از آن آب جمع شود، همان‌طور که در ترسالی پارسال و پیرارسال دریاچه موقت کوچکی هم در قلب کویر لوت تشکیل‌شده بود. اما همچنان که ما کویر لوت را یک بیابان و کویر تصور می‌کنیم، همین تصور درباره نیمه جنوبی دریاچه ارومیه هم عینیت دارد. این سرنوشتی غمناک برای بزرگ‌ترین پهناب داخلی ایران است. سرنوشتی که ناشی از تحمیل کشاورزی ناپایدار و مدیریت نابخردانه منابع آب و دستکاری‌های کوته‌بینانه و ویرانگر در نظام هیدرو شناختی منطقه است. 

البته هنوز می‌توان کاری کرد که دست‌کم اینکه بخشی بزرگ‌تر از دریاچه، دائمی و بخش کوچکی فصلی باشد. اما برچیدن سیطره کشاورزی ناپایدار به این آسانی نیست. یک‌قلم اینکه سطح زیر کشت که نابخردانه در کمتر از چهل سال ۴ برابر شده و از ۱۵۰ هزار هکتار به بیبش از ۶۰۰ هزار هکتار رسیده است، اگر ممکن نیست که به مرزهای سال ۱۳۵۷ برگردد، اما لااقل اینکه باید نصف شود. انبوهی چاه و سد هم هست که غالبا بدون ارزیابی اثرات اکولوژیک احداث‌شده‌اند و باید خلع اثر شوند. این یعنی ضرورت ایجاد ده‌ها هزار فرصت معیشتی جایگزین برای روستاییان و ذینفعان منطقه، که در وضعیت سیاسی و اقتصادی کنونی میسر نیست. 

به هر رو، اگر خواستید سراغی از احوال دریاچه ارومیه بگیرید به آسمان نگاه کنید. منشاء امید یا ناامیدی این ست که ببارد یا نه. روی زمین کسی چندان کار موثر و مفیدی برای نجات این دریاچه انجام نمی‌دهد.

منبع:مجمع فعالان اقتصادی

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
متن :
تصویر :

برچسب ها :